Vernon Jordan’s Creed: “میشل ، من خیلی پیر هستم که اجازه نمی دهم مسابقه مانع از دوستی شود”



نژاد ، دوستی و جاه طلبی شدید برای بازی در بالاترین سطح قدرت سیاسی و شرکتی آمریکا سه موضوع اصلی در زندگی اردن بود ، آغاز با پسران متوسط ​​در آتلانتا جدا ، زنده ماندن از یک سو attempt قصد توسط یک مبارز نژادپرست و در پایان 85 ساله در روز دوشنبه در خانه خود در یک محاصره نخبگان در واشنگتن.

روزنامه نگاران به خوبی با پدیده شخصیت برجسته آشنا هستند ، که شخصاً ناامید می شود. اردن مرد کمیابی بود که عکس این قضیه برای او صادق بود. قد او (در مجالس گفتگو به عنوان 6’4 “گزارش شد) ، صدای باریتون عمیق و مجموعه ای به ظاهر بی پایان از داستان های خوب صیقل یافته که در آن زندگی خودش با یک داستان مهم تلاقی می کرد – همه اینها به او اجازه می داد هاله ای از فرمان را بدون زحمت طراحی کند.

من صمیمی نبودم اما من اطلاعات کمی در مورد اردن در مورد نقش خود به عنوان روزنامه نگار پوشش دهنده ریاست جمهوری کلینتون داشتم. در حدود دهه گذشته ، او گاهی اوقات به من صبحانه یا ناهار مخاطب می دهد. اوضاع به همان اندازه که امید داشت سرگرم کننده بود. (نقل قول در مورد نژاد و دوستی از یکی از این غذاها است و حکایت از داستان متفاوت در زمینه های دیگر در طول سال ها دارد).

او با شروع به عنوان رهبر لیگ ملی شهر و بعداً به عنوان وکیل در واشنگتن و سرمایه گذار از نیویورک ، بیشتر رئیس جمهورها را از لیندون بی جانسون به بعد می شناخت. نقش او به عنوان یک معتمد برتر و خارج از یکی از آنها ، کلینتون ، او را به جایگاهی رساند که او را به عنوان اولین غیر رسمی آفریقایی-آمریکایی در رده غیررسمی تبدیل کرد: حکیم واشنگتن. این در سنتی قرار می گیرد که از سرمایه دار برنارد باروچ یک قرن پیش به تامی کورکوران در دوران پس از معامله جدید تا رابرت اشتراوس در دوره های اخیر باز می گردد.

این ارقام اولیه البته در عصری زندگی می کردند که احساسات شخصی و ضعف های شخصی سیاستمداران موضوع مناسبی برای شایعات پس از ساعت ها بود ، اما با روزنامه نگاری جمعی یا تحقیقات جنایی تلاقی نمی کرد. در پرونده اردن ، تلاش وی برای کمک به کلینتون در مراقبت از مونیکا اس. لوینسکی درگیر رسوایی ای شد که منجر به استیضاح کلینتون در سال 1998 و تبرئه وی در اوایل سال 1999 شد.

وقتی کار تمام شد ، او به من گفت که پستهای بزرگی درباره او وجود دارد تا داستانهای خود را از دوران کلینتون بیان کند. که در آ خاطرات اما هیچ درآمد بزرگی برای نوع خاطره ای که جردن می خواست بنویسد وجود نداشت. این او بود که داستان کودکی و برجستگی خود را تعریف کرد ، که به هیچ وجه وارد حماسه کلینتون-لوینسکی نشد. جوردن ، که قبلاً پول زیادی داشت ، با تمبر چاپی کوچکتر PublicA Affairs امضا کرد و آنچه را که در داستان زندگی خود جذاب تر کرد ، در زندگینامه “ورنون می تواند بخواند” گفت.

این داستان از یک جوان سیاه پوست به ویژه تیزبین را روایت می کند که در اوایل یاد گرفت که چگونه با اعتماد به نفس در میان سفیدپوستان موفق حرکت کند. در کالج ، در تعطیلات از دانشگاه DePauw در ایندیانا ، به عنوان راننده و پیشخدمت رابرت مادوکس ، شهردار سابق آتلانتا کار کرد. “ورنون می تواند بخواند” پیام شگفت آور و تحقیرآمیز مادوکس به خانواده اش در هنگام صرف شام بعد از دیدن کارمند خود در حال مرور کتاب ها در کتابخانه خانواده بود. در اواخر زندگی ، راننده در اطراف شهر توسط راننده خود سرقت می شود.

وی اظهار داشت: من شیفته کلاس هستم. این نه تنها از خاطرات او ، بلکه از سبک بی شرمانه س hisال کردن او هنگام تلاش برای قرار دادن موضوع خود در طیفی از مزایا مشهود بود: کجا بزرگ شدی؟ پدر و مادرت چکار کردند؟ کجا به مدرسه رفتی؟ اکنون در کدام محله زندگی می کنید؟

یک روز بعد از ظهر ، او تصور کرد که چند روز قبل با یکی از دوستان قدیمی خود از دبیرستان فرودگاه آتلانتا برخورد کرده است. او حین این حباب فکرش را به اشتراک گذاشت: “چرا تو با کفش می درخشی و من در کلاس اول پرواز می کنم؟”

پاسخ او تحصیلات و انضباط شخصی بود. همچنین واضح بود که هرچه اردن بیشتر تحصیل می کرد ، توانایی ایجاد ارتباط و اتحاد استراتژیک از هر جهت به او کمک می کرد. با هدیه خود برای جلب اعتماد مربیان قدیمی هر دو نژاد ، او به سرعت در سازمان های مختلف مدنی به شهرت رسید. وی در سال 1971 رئیس لیگ ملی شهر شد و یک دهه در آنجا ماند.

در زمان تصدی اردن ، استراتژی این گروه پیشبرد پیشرفت سیاهان تا حدی از طریق اتحاد با رهبران مدنی و شرکای روشنفکر بود. جوردن در هیئت مدیره شرکت ها مسئولیت داشت و با مدیرعاملان برجسته ای مانند سی پیتر مک کلاغ از زیراکس که اردن با آنها رابطه طولانی داشت دوست شد.

به گفته اردن ، شبکه ارتباطی جدایی ناپذیر با آزار و شکنجه و استفاده از قدرت دارد. او یک بار با شخصیتهای سیاسی تحقیرآمیز که تشریفات اجتماعی را در واشنگتن تحقیر می کنند ، رفتار کرد. وی گفت: “اگر به واشنگتن بیایید ، دیگر چاره ای ندارید ،” شما باید به شام ​​انجمن خبرنگاران كاخ سفید ، شام گریدیرون ، شام یونجه بروید.

اردن مطمئناً با آنها منظم بود. وی در یک ضیافت شام اخیر رسانه ای در گریدیرون ، یک خرس را با نماد حقوق مدنی دیگری به نام هانت هارون ، سخنگوی آتلانتا ، که فقط شش هفته پیش در سن 86 سالگی به تنهایی درگذشت ، در آغوش گرفت.

اما اگر جوردن یک جذب کننده بود ، همیشه میزبان نبود. او و جیمی کارتر از جورجیا دوست بودند. اما در خاطرات خود ، او توضیح می دهد که وقتی در اولین سال کارتر کارتر سخنرانی مهمی ایراد کرد و دولت جدید را در اولویت قرار دادن سیاه پوستان قرار داد ، رابطه کوتاه مدت قطع شد و هرگز به طور کامل به روابط قدیمی خود برگردانده نشد.

در پایان دوره کارتر جوردن در ایندیاناپولیس ، وی نزدیک بود در تیراندازی در پارکینگ هتل جان خود را از دست بدهد. وی نوشت: “درد توصیف ناپذیر بود ، بی اندازه وحشیانه بود.” جوزف پل فرانکلین نژادپرست مشهور در دادگاه تبرئه شد ، اگرچه بعداً به این جنایت اعتراف کرد و سرانجام در سال 2013 پس از محکومیت به جرم کشتن دو دونده سیاه پوست ، در میسوری اعدام شد.

به اندازه کافی عجیب ، برای هدیه کامل داستان نویسی جردن ، من فکر کردم که آیا احساسات او نسبت به مارتین لوتر کینگ جونیور ، شش سال بزرگتر از او ، که کمی قبل از اردن در آتلانتا به قدرت رسید ، دوگانگی دارد؟ در خاطرات او اشاره های زیادی به کینگ وجود دارد ، اما هیچ داستان آشکاری فاش نمی شود ، و هنگامی که من گاهی اوقات به دنبال خاطرات می گشتم ، به نظر می رسید جردن با جزئیات کمی در مورد موضوع سر می خورد. این با دردی که او در کتاب خود در مورد ترور رهبر حقوق مدنی مدگار اورس ، “یکی از چشمگیرترین مردانی که من تاکنون ملاقات کرده ام” ، در 1963 شریک است ، در تضاد است.

برخلاف برخی از این معاصران افسانه ای ، جردن به اندازه کافی زندگی کرد تا حدی به یک تجرد تبدیل شود. به نظر می رسید تعریف وی از موفقیت آفریقایی-آمریکایی عمدتاً مبتنی بر خلق داستانهای بیشتری مانند او بوده است: افراد سیاه پوستی که از رشد و پیشرفت کافی برخوردار شدند و نه تنها قادر به حرکت در میان افراد قدرتمند بلکه خود قدرتمند نیز بودند.

اگرچه وی در سال 2008 تأیید اردن را به دست نیاورد ، اما کسی این مسئله را به شدت خود شخص اوباما نشان نداده است.

با این حال ، در آخرین سال زندگی خود ، جردن دید که جنبش Black Lives Matter یک پارادوکس آشکارتر را برجسته می کند: کلاس تقریباً به همان اندازه مانع وحشتناک نژاد است و حتی چند نسل موفقیت از موفقیت های بسیار موفق مانند اردن و اوباما فقط به نظر می رسید برای بهبود زندگی بسیاری از مردم مبدا مانند جورج فلوید. آنها می گویند ، حتی بسیاری از سیاه پوستان که در اردن دستاوردهای آموزشی و شغلی دارند ، چنان مورد احترام هستند که حتی پس از بالا رفتن از پله های چشمگیر ، هنوز هم می توانند با تبعیض آشکاری روبرو شوند.

با این حال ، پیشرفت نژادی نسل بعدی پس از پیشرفت دو نسل اخیر ، دستیابی هایی که زندگی اردن با آنها پیوند ناگسستنی داشت ، بیشتر قابل دستیابی خواهد بود.


منبع: white-news.ir

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*